تبليغاتX
جریان

جریان

همه دغدغه های من همه درونیاتم همه سکوتم

بعد از یکسال حالا جریان نو

یک سال گذشت .یک سال از شروع  نوشتن دغدغه هایم ودرو نیاتم وسکوتم  در این محیط مجازی گذشت .تصور اینکه سیصدو شصت وپنج روز از گذاشتن اولین پستم در اینجا می گذرد کمی سخت است ولی قابل تصور است .در اینجا سعی کردم آنچه را که همیشه با کاغذهای دفتر خاطراتم سهیم بودم با خوانندگان ودوستان مجازی نیز شریک باشم وآنها را به دنیای خودم دعوت کنم وچه بسا از نظراتشان هم بهره بگیرم .

از گذر یک سال عبور کردم واکنون از فراز روز سیصدو شصت وپنجم به روزهای قبل می نگرم ودارم خودم را وهمه این روزها را تجزیه وتحلیل می کنم .از حرفهاونگفته ها وفریادها ودغدغه هاوناله ها ومناجاتهاونقدها وپرسش گری هایم یاد می کنم .وحس می کنم گاهی وقتها هم خوب است که  نگاهی به گذشته می تواند راه های بهتری پیش رویمان بگذارد .

اکنون در سالروز یک سالگی این وبگاه قرار است به دستور همسر جان اسباب کشی کنم وجریانی نو داشته باشم( دوستان وآشنایان حتما بهتر دلیلش را می دانند).از این رو به خانه ی نو دعوتتان می کنم وامیدوارم اینجا هم بتوانم ارتباطی صمیمانه وپویا با دوستان همفکروهم رای خود داشته باشم .

جریان نو

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 11:50  توسط مرضیه   | 

شناخت درمانی

حدود شش هفته ای می شود  که در یک  کارگاه گروهی شناخت درمانی شرکت می کنم .با اعضای گروه اصلا در یک سطح نیستم .حتی گاهی خیلی از دغدغه هایمان با هم متفاوت است .ولی به هر حال هر کدام از اعضا از وضعیت فعلیمان ناراضی هستیم ومیزان رضایتمندیمان اززندگی، مطلوب نیست.همه به نوعی  در گیری های ذهنی داریم که مربوط به زندگی مشترکمان می شود . هر هفته طبق پروتکلی که این نوع کارگاه ها دارد موضوعی مطرح می شود وبحثی طبقه بندی شده توسط استاد بیان می گردد ودر خلال آن اعضای گروه مشکلات خودشان را به صورت داوطلبانه مطرح می کنند  واستاد هم نحوه مدیریت کردن این مشکلات را با آگاهی دادن به اعضا با روشهای خوبی  یاد می دهد .کلاس خوبیست، نکات خوبی هم یاد می گیرم ولی مطلوبم نیست .گاهی حتی  به  صورت نسبی هم مرا  راضی نمی کند .وهر بار با نارضایتی از کلاس بیرون می آیم که البته دلایل آن را به وضوح می دانم که عبارتند از :

                               

1-اعضای گروه از بلوغ اجتماعی  لازم برای شرکت در این چنین کار گاه هایی بر خوردار نمی باشند چه بسا اینکه یکی از اعضا دیروز معترضانه به استاد گفت چرا جلسه گذشته مرا به خاطر انجام ندادن تکلیفم باز خواست کرده اید ولی این بار سایرین را که تکلیف انجام نداده اند باز خواست نکردید ویا اینکه ادبیات برخورد با یک دکتر روانشناس بالینی را بلد نیستند ویا اینکه بعضی برای بیان مشکل خود به جای خلاصه گویی گاهی وقتها خاطره تعریف می کنندواگر درایت استاد نباشد این ماجرا وتعریف کردنهای افراد همچنان ادامه می یابد .

2-گاهی وقتها از اینکه استاد به ما گوشزد می کند که باید شرایط موجود را بپذیریم من شدیدا مستاصل می شوم .حس می کنم ایشان مرا به نوعی انفعال دعوت می کند که من از آن گریزانم ضمن اینکه منفعل بودن مرا به استیصال می کشاند .

3-گاهی وقتها که بعضی از اعضا به بازگو کردن مشکلاتشان می کنند ،من دچار انقلابی در خود می شوم که بر می گرددبه همان پرسشگری هایم  ،بر می گردد به همان انتقادهایی که همیشه به صورت ناله در این جا بیان کرده ام .نقصهای قانونی که به نفع مردان است وبرداشتهای نادرست ازقوانین شرعی ودیدگاه های غلط عرفی همه وهمه باعث شده است که از زنان اجتماع ما موجوداتی رنج کشیده وبدون پاسخ مانده ونهایتا مظلوم بر جای بگذارد چه بسا اینکه این زنان همسر جانباز هم باشند  وبا مشکلات عدیده ی دیگری هم روبرو باشند .(بماند که استاد این کارگاه هم خودش مرد است )

4-خیلی دیر است .این اقدام خوب که برای همسران جانباز ان کارگاه آموزشی شناخت درمانی گذاشته اند بسیار پسندیده است ولی نوش دارو بعد از مرگ سهراب چه سود دارد .این جانباز اکنون معتاد است ،همسر وفرزندش را کتک می زند ،افسرده است ،با مشکلات مالی زیادی مواجه است ،به خاطر جانباز بودنش، همسرش را از خیلی کارهایی که عرف نمی پسندد باز می دارد،این جانباز فرزندانی با مشکلات جسمی وحرکتی ویا ذهنی دارد،همسر جانباز برای اینکه دخترش در یک خانه پراز تنش بیشتر نماند با سن کم او را شوهر می دهد وباز هم چنین دختری  در معرض مشکلات دیگری قرار می گیرد و.........(اینها بخشی از واگویه های اعضا در کلاس است )

5-با وجود اینکه در کلاس به ما یاد داده می شود که نتیجه گیری شتابزده نکنیم وموضوعی را تعمیم ندهیم باز هم کلیه اعضا بعد از بیرون آمدن پشت سر یکی از اعضا صفحه می گذارند ومی گویند این خانم چرا بد حجاب است چرا روسریش طوریست که گردنش پیداست و......ومن هر بار با یادآوری آنها به درسهایمان مانع این رفتار می شوم ولی جهالتها کار خودش را می کند آن هم هر بار.........! طرف را به رگبار انتقاد می بنددندوخوشحالندکه مثل مقتدایشان حسین (ع) امر به معروف کرده اند .

هر بار در کلاس قرار می گیرم گرچه با اعضا تعامل خوبی دارم ولی حالم منقلب می شود .موقعی که می خواهم تکلیف را انجام بدهم باید روی مشکلات وخطاهای ذهنم وبه طور کلی منفی های ذهن متمرکز شوم واین برایم  ناخوشایند است  .وقتی به استاد گفتم طبق قانون جذب تمرکز روی منفی ها جذب منفی می کند وایشان فرمودند قانون جذب پایگاه علمی نداردواز لحاظ علمی تایید شده نیست !!!!

نمی دانم ،شاید تا جلسه ی دهم که آخرین جلسه هست نظرم عوض شود ،تا ببینیم چه می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 23:15  توسط مرضیه   | 

یقین روانی شده ام !!!

این روزها بد جوری مبتلا به فوبیا (ترس روانی )شده ام . مرتب فکر می کنم اگر از خانه بیرون بیام ووارد محیط خیابان وکوچه ومحله بشم چند نفر قلچماق  با نشون دادن حکم ماموریت جعلی به من حمله می کنند وبا ماده ی بیهوشی من را بیهوش می کنند وگونی رو سرم می کشند ومی برند و.....

                                   

این روزها بد جوری نسبت به جامعه ام بی اعتماد شده ام حتی وقتی دور هم در جمعهای دوستانه خانوادگی وفامیلی هم نشسته ام تصور می کنم چشم نامرئی دنبال فرصتی می گردد که مرا دستگیر کند .

این روزها بد جور نگران ومضطربم که مبادانیمه شب فرا برسه وبا صدای انفجار مهیبی بیدار شوم وفکر کنم نکند آمریکا حمله کرده است !!!

این روزها هی فکر می کنم یکی تلفنم رو کنترل می کنه چون هی صدا کم وزیاد می شه البته! توهمه !

عجب حال بدی ست که این روزها من دارم مغزم ورودی های اطلاعاتی را درست پردازش نمی کند به نظرم من یک بیمار اعصاب وروان هستم !!!وگرنه چه دلیلی دارد من بدون زمینه قبلی وبدون اینکه هیچیک از این اتفاقات در جامعه ام رخ داده باشد این طوری فکر کنم ومضطرب باشم .آره درسته ،با این جامعه ی گل وبلبل داشتن که نگرانی جایگاهی نداره !اصلا چه دلیلی دارد که من دچار فوبیا شوم وهی بترسم که مبادا یکی منو بدزد وناکارم بکند وبعدش هم بعضی بگویند که کسانی  این کار و کردند تا مردم رو نسبت به امنیت جامعه بی اعتماد کنند و....ویا اینکه بهت بگویند خودت تبانی کردی که تو رو بدزدند و.....اصلا همه اش زیر سر این صهیونیستهاست .اینکه الان منم دچار این ناهنجاریهای روانی شدم زیر سر این صهیونیستهای در به در شده ی نا مروت بی همه چیز است .وگرنه یه خانم خوب واصالت دار ومهربون وکاردان وسراسر کمالات  که بیخودی مریض نمی شه وپرت وپلا فکر نمی کنه !

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 15:1  توسط مرضیه   | 

پس سرما وبرف وباران چی شد ؟!

 

روزهای آخر اولین ماه از فصل زمستان در حال سپری شدن است در حالی که هنوز هیچ خبری از سرما ویخبندان وبرف وروزهای سرد نیست .وتقریبا می شود گفت هوا به نوعی  دوست داشتنی ومعتدل است  ولی به هر حال از اینکه در فصلی که باید سرما باشد وبرف وبوران ویخبندان از هیچکدام خبری نیست بسیار نگران کننده است . .

این مقدمه را از این بابت اینجا گفتم که در سفر اخیرم به یزد با خانمی آشنا شدم که حرفه ی جالبی داشت .وبا توضیح حرفه اش با مرکز ملی تحقیقات وپژوهش باروری ابرها آشنا شدم .این خانم به عنوان تنها زنی در دنیا بود که در ماموریتهای باروری ابرها در  پرواز ها شرکت می کرد .از او در باره اینکه چرا  خانمها  در این نوع ماموریتها شرکت نمی کنندویا چه محدودیتی وجود دارد که هیچ کس وارد این حرفه نمی شود در پاسخ گفت :ورود هواپیما در ابرها صدای بسیارزیادی دارد وتکانهای زیادی در هواپیما به وجود می آید که افراد شرکت کننده باید از قوای جسمانی بسیار بالایی بر خوردار باشند .در خصوص تیم پرواز هم تو ضیحاتی دادند که این تیم متشکل از یک کارشناس الکترونیک ،کارشناس شیمی (که خود همان خانم بود )،کارشناس هواشناسی ،خلبان وکمک خلبان ،کارشناس مخابرات بودند ودونفر هم از برج پرواز این پروازها را هدایت می کنند .

این خانم می گفت :از حدود ده روز قبل که توده های ابری واردفضای اتمسفر ایرا ن می شود تیم ما برنامه ریزی وارزیابی تراکم ابرها ،میزان باران زایی وسایر کارهای تخصصی شروع  می کنند ودر زمانی که این توده به بهترین مکان ممکن رسید  با هواپیما به میان ابرها می رویم وبا موادی که در میان ابرها تزریق می کنیم باعث می شود عمل باران در همان محل پیش بینی شده رخ دهد.البته این عملیات به سادگی این توضیحات نیست وعملیاتی بسیار دقیق با محاسبات بسیار پیچیده ای ست که فراتر از این توضیحاتی ست که الان برای شما می دهم .

                  

خیلی خیلی برایم جالب بود .وقتی داشت توضیح می داد سراپا گوش بودم .ومرتب با سوالاتم حرفش را قطع می کردم .اینکه چرا این مرکز در یزد دائر شده است ؟واینکه چند سال است این تکنیک در ایران استفاده می شود ویا اینکه آیا  چنین عملیاتی اثرات مخرب زیست محیطی هم دارد یا خیر و.....که با حوصله تمام به تمام پرسشهایم پاسخ داد .

مزاحمش نشدم چون قرار بود برای یک ماموریت جدید نیمه شب به فرودگاه برود .وفردای آنروز وقتی در جاده در حال بازگشت بودم قطرات باران که به شیشه ماشین می خورد حس خودم را متفاوت از سایر آدمهای پیرامون می یافتم .

وحالا این روزها که از باران وبرف هیچ خبری نیست وسرمایی در کار نیست با خودم می گویم احتمالا دشمن ابرها را ازما دزدیده است  ونگذاشته وارد جو کشورمان بشود وخودشان زودتر بارور کرده اندواز آنها باران ساخته اند وبرای ما نگذاشته اند !!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 10:39  توسط مرضیه   | 

رعایت می کنیم ......!!!!

دوستان خوبم بهتر دیدم با درج این این مقررات در اینجا به خودم تذکری بدم که حواست باشه !البته به نظرم نکات عمده ای را جا انداخته اند که بد نیست مکملی را برای آن تهیه کنیم .در ضمن مثل همیشه پرسشگری ممنوع! 

سایت اطلاع رسانی دادستانی کل کشور در گفتگو با دکتر عبدالصمد خرم آبادی فهرستی از محتوای مجرمانه در فضای مجازی را اعلام نموده است. از آنجا آشنایی با این مصادیق برای  وبلاگ نویسان و کاربرانی که اقدام به انتشار محتوا در فضای وب میکنند از اهمیت بالایی برخوردار است لذا خواهشمندیم  که کاربران سایت ضمن آگاهی از این موارد آنرا در نوشتار و مطالب خود مد نظر قرار دهند.

الف) محتوای علیه عفت و اخلاق عمومی

1ـ اشاعه فحشاء و منكرات ( بند 2 ماده 6 قانون مطبوعات) 

2ـ تحریك، تشویق، ترغیب، تهدید یا دعوت به فساد و فحشاء و ارتكاب جرایم منافی عفت  یا انحرافات جنسی ( بند ب ماده 15 قانون جرایم رایانه ای و ماده 649 قانون مجازات اسلامی) 

3ـ انتشار، توزیع و معامله محتوای خلاف عفت عمومی( مبتذل و مستهجن) بند 2 ماده 6 قانون مطبوعات و ماده 14 قانون جرایم رایانه ای)

4ـ تحریك، تشویق، ترغیب، تهدید یا تطمیع افراد به دستیابی به محتویات مستهجن و مبتذل ( ماده 15 قانون جرایم رایانه ای)

5ـ استفاده ابزاری از افراد( اعم از زن و مرد) در تصاویر و محتوی، تحقیر و توهین به جنس زن، تبلیغ تشریفات و تجملات نامشروع و غیر قانونی( بند 10 ماده 6 قانون مطبوعات)

ب) محتوای علیه مقدسات اسلامی

1ـ محتوای الحادی و مخالف موازین اسلامی( بند 1 ماده 6 قانون مجازات اسلامی)

2ـ اهانت به دین مبین اسلام و مقدسات آن ( بند 7 ماده ماده 6 قانون مجازات اسلامی  و ماده 513 قانون مجازات اسلامی)

3ـ اهانت به هر یك از انبیاء عظام یا ائمه طاهرین (ع) یا حضرت صدیقه طاهره (س) ( ماده 513 قانون مجازات اسلامی)

4ـ تبلیغ به نفع حزب، گروه یا فرقه منحرف و مخالف اسلام ( بند 9 ماده 6 قانون مطبوعات)

5ـ تبلیغ مطالب از نشریات و رسانه ها و احزاب و گروههای داخلی و خارجی منحرف و مخالف اسلام به نحوی كه تبلیغ از آنها باشد( بند 9 ماده 6 قانون مطبوعات)

6ـ اهانت به امام خمینی(ره) و تحریف آثار ایشان (ماده 514 قانون مجازات اسلامی)

7ـ اهانت به مقام معظم رهبری (امام خامنه ای) و سایر مراجع مسلم تقلید ( بند 7 ماده 6 قانون مطبوعات)


ج) محتوای علیه امنیت و آسایش عمومی

1ـ تشكیل جمعیت، دسته، گروه در فضای مجازی( سایبر) با هدف برهم زدن امنیت كشور( ماده 498 قانون مجازات اسلامی)

2ـ هر گونه تهدید به بمب گذاری ( ماده 511 قانون مجازات اسلامی)

3ـ محتوایی كه به اساس جمهوری اسلامی ایران لطمه وارد كند ( بند 1 ماده 6 قانون مطبوعات)

4ـ انتشار محتوی علیه اصول قانون اساسی ( بند 12 ماده 6 قانون مطبوعات)

5ـ تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران( ماده 500 قانون مجازات اسلامی)

6ـ اخلال در وحدت ملی و ایجاد اختلاف ما بین اقشار جامعه به ویژه از طریق طرح مسائل نژادی و قومی( بند 4 ماده 6 قانون مطبوعات)

7ـ تحریك نیروهای رزمنده یا اشخاصی كه به نحوی از انحاء در خدمت نیروهای مسلح هستند به عصیان، فرار، تسلیم یا عدم اجرای وظایف نظامی ( ماده 504 قانون مجازات اسلامی)

8ـ تحریص و تشویق افراد و گروهها به ارتكاب اعمالی علیه امنیت، حیثیت و منافع جمهوری اسلامی ایران در داخل یا خارج از كشور(بند 5 ماده 6 قانون مطبوعات)

9 ـ تبلیغ به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران( ماده 500 قانون مجازات اسلامی)

10- فاش نمودن و انتشار غیر مجاز اسناد و دستورها و مسایل محرمانه و سری دولتی و عمومی ( بند 6 ماده قانون مطبوعات و مواد 2 و 3 قانون مجازات انتشار و افشای اسناد محرمانه و سری دولتی و ماده 3 قانون جرایم رایانه ای)

11ـ فاش نمودن و انتشار غیر مجاز اسرار نیروهای مسلح (بند 6 ماده قانون مطبوعات)

12ـ فاش نمودن و انتشار غیر مجاز نقشه و استحكامات نظامی( بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)

13ـ انتشار غیر مجاز مذاكرات غیر علنی مجلس شورای اسلامی ( بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)

14ـ انتشار بدون مجوز مذاكرات محاكم غیر علنی دادگستری و تحقیقات مراجع قضایی ( بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)

د) محتوای علیه مقامات و نهادهای دولتی و عمومی

1ـ اهانت و هجو نسبت به مقامات، نهادها و سازمان حكومتی و عمومی( بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات و مواد 609 و 700 قانون مجازات اسلامی)

2ـ افترا به مقامات، نهادها و سازمان حكومتی و عمومی( بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات و 697 قانون مجازات اسلامی)

3ـ نشر اكاذیب و تشویش اذهان عمومی علیه مقامات، نهادها و سازمان های حكومتی( بند 11 ماده 6 قانون مطبوعات و 698 قانون مجازات اسلامی)

ه ) محتوایی كه برای ارتكاب جرایم رایانه ای و سایر جرایم بكار می رود

1ـ انتشار یا توزیع و در دسترس قرار دادن یا معامله داده ها یا نرم افزارهای كه صرفاً برای ارتكاب جرایم رایانه ای به كار                می رود(ماده 25 قانون جرایم رایانه ای)

2ـ فروش، انتشار یا دردسترس قرار دادن غیر مجاز گذر واژه ها و داده هایی كه امكان دسترسی غیر مجاز به داده ها با سامانه های رایانه ای یا مخابراتی دولتی یا عمومی را فراهم می كند( ماده 25 قانون جرایم رایانه ای)

3ـ انتشار یا در دسترس قراردادن محتویات آموزش دسترسی غیر مجاز، شنود غیر مجاز، جاسوسی رایانه ای، تحریف و اخلال در داده ها یا سیستم های رایانه ای و مخابراتی.( ماده 25 قانون جرایم رایانه ای)

4ـ آموزش و تسهیل سایر جرایم رایانه ای( ماده 21 قانون جرایم رایانه ای)

5ـ انجام هر گونه فعالیت تجاری و اقتصادی رایانه ای مجرمانه مانند شركت های هرمی( قانون اخلال در نظام اقتصادی كشور و سایر قوانین)

6ـ انتشار ویروس دهی بازی های رایانه ای دارای محتوای مجرمانه( مواد مختلف قانون مجازات اسلامی و قانون جرایم رایانه ای)

7ـ انتشار فیلتر شكن ها و آموزش روشهای عبور از سامانه های فیلترینگ ( بند ج ماده 25 قانون جرایم رایانه ای)

8ـ تبلیغ و ترویج اسراف و تبذیر ( بند 3 ماده 6 قانون مطبوعات)

9ـ انتشار محتوای حاوی تحریك، ترغیب، یا دعوت به اعمال خشونت آمیز و خودكشی( ماده 15 قانون جرایم رایانه ای)

10ـ تبلیغ و ترویج مصرف موادمخدر، مواد روان گردان و سیگار( ماده 3 قانون جامع كنترل و مبارزه ملی با دخانیات 1385)

11ـ باز انتشار و ارتباط( لینك) به محتوای مجرمانه تارنماها و نشانی های اینترنتی مسدود شده، نشریات توقیف شده و رسانه های وابسته به گروهها و جریانات منحرف و غیر قانونی

12ـ تشویق، تحریك و تسهیل ارتكاب جرائمی كه دارای جنبه عمومی هستند از قبیل اخلال در نظم، تخریب اموال عمومی، ارتشاء، اختلاس، كلاهبرداری، قاچاق موادمخدر، قاچاق مشروبات الكلی و غیره( ماده 43 قانون مجازات اسلامی) 

13ـ انتشار محتوایی كه از سوی شورای عالی امنیت ملی منع شده باشد .

14ـ تشویق و ترغیب مردم به نقض حقوق مالكیت معنوی ( ماده 1 قانون حمایت از حقوق پدید آورندگان نرم افزارهای رایانه ای و ماده 74 قانون تجارت الكترونیكی)

15ـ معرفی آثار سمعی و بصری غیر مجاز به جای آثار مجاز. ( ماده 1 قانون نحوه مجازات. اشخاصی كه در امور سمعی و بصری فعالیت غیر مجاز دارند)

16ـ عرضه تجاری آثار سمعی و بصری بدون مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی( ماده 2 قانون نحوه مجازات اشخاصی كه در امور سمعی و بصری فعالیت غیر مجاز دارند ) .

منبع:سایت اطلاع رسانی دادستانی کشور

 

پی نوشت :منتظر پیشنهادات مفید دوستان هستم .

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 11:47  توسط مرضیه   | 

بحران آگاهی ومسوولیت

آگاهی  سر مایه ای است بس گرانقدر که یافتنش بسی دشوار است وبینش می طلبد .در برهه ایی از تاریخ کشورم هستم که از همه بحرانی برخوردار است که شاخص ترین آنها بحران آگاهی ست .وقتی آگاهی نداشتیم وقتی چشم انداز جلویمان تارو خاکستری ومه آلود است ،تصمیم گیری سخت ودشوار است .زمانه بس نفس گیر است .آنقدر فضا روشن نیست که همه خانواده ها خواهر وبرادر ها وحتی پدر وفرزند ها ویا مادر ودختر ها همدیگر را نمی بینند وفکر  می کنند که آنکس که روبرویشان است دشمن است واو را تکفیر  می کنند وچنگ بر چهرهاش می اندازند .

این روزهای خاکستری بدترین روزهای عمرم است .همه خانواده ها ودوستان وآشنایان همه با هم در گیر شده اند .وهمه وهمه نگران شده اند که حرمت شکسته شده است .  ......

اکنون پرسشهای من :نه پرسشگری مردود است وممنوع !خفه شو!!

کاش یکی دوستانه می آمد ومن را روشن می کرد وبرایم توضیح می داد وبه پرسشهایم جواب می دادومن را به راه راست خودشان دعوت می کرد !!!

امان از تحمیق توده ها ! .هنوز هم فرصت هست من نمی خواهم در عمرم دوباره انقلاب را تجربه کنم .به گمانم اوضاع بد جور قمر در عقرب است که ......ادامه اش را هم نباید بنویسم !!!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 0:22  توسط مرضیه   | 

دلم می خواهد .....

دلم می خواهد هر چه محدودیت است را در هم بشکنم .دلم می خواهد خودم باشم .دلم می خواهد خودم همه الفبای دینی ام را ابداع کنم .دلم می خواهد فریادی بزنم که هر چه تعبد وتعصب در درونم جا خشک کرده است بیرون بریزد وفنا شود .دلم می خواهد چارچوب معنویتم را خودم تعیین کنم .دلم می خواهد شکل سجاده ام ونماد شکر گزاریم با معبودم راخودم تعیین کنم .دلم از این ناهنجاریهای شناختی که همه اش برای عرف جامعه ،هنجار تلقی می شود به تنگ آمده است .دلم می خواهد رهایی را وآزادی را به معنای واقعی کلمه تجربه کنم .دلم می خواهد از پوسته ها ی بی مغز که همه باورهای دینیمان را در بر گرفته است رها شوم..دلم می خواهد قالب هایی که تا کنون به خوردم داده اند بشکنم .دلم می خواهد خودم باشم نه آنچه که همگان  دوست دارند .دلم می خواهد مصادیق خوبیها وبدیهارا عوض کنم .دلم می خواهد همه آرزوهاوخواسته هایی که به خاطر جنسیتم از من سلب شده برایم محقق شود .

                   

احساس می کنم چقدر خسته ام !چقدرآشفته ام !وچه راه دشواری در پیش دارم من !احساس می کنم پنجه های جهل و بی شعوری وناآگاهی داردروح لطیف خود آگاهی را خراش بر می دارد .احساس می کنم  .......!

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 13:57  توسط مرضیه   | 

حالم خوب نیست

شبستان دلم غمی سنگین دارد .رنجهایم از فرسنگها فاصله داشتن با حقیقت رقم می خورد .از بس ماسک زده ام وخودم را غیر خودم جا زده ام خسته ام .وهنوزم باید همین باشم .چقدر دلم می خواهد اکنون لحظه هایم را با فریاد زدن هایی سپری کنم که هر بار آن هارا فرو خورده ام .پنجه های تعصبی بی پدرومادر دارد حیات عاطفیم را می فشرد واز نفس می اندازد .همیشه بدترین ضربه ها را از این تنگ نظریها خورده ام .همیشه  بدترین خاطره ها را از تک بعدی اندیشیدن  مخاطبم داشته ام وچه اکنون هایی را در آرزوی سپری کردن هر چه سریعتر چنین روزهایی طی کرده ام ....

کاش یکرنگی ها این همه با من غریبگی نمی کرد .کاش می شد باور می کردیم که آدمها در گذر زمان ممکن است متحول شوند .حقیقتا پدیده ی غریبی ست واین بیگانگی ها بیشترآزارم می دهد

حالم اصلا خوب نیست .عدم شدن می طلبدم  

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 18:16  توسط مرضیه   | 

سلطان ادب عباس

 

اخیرا یکی از راه های عرض ارادت به آقا امام حسین وشهدای کربلا نوشتن جملاتی کوتاه پشت شیشه عقب خودروها ست .دیروزکه از خیابان رد می شدم پشت یه ماشین پرایدنوشته بود سلطان ادب عباس ولی کلمه  سلطان وعباس رو خیلی بزرگ نوشته بود وکلمه ادب رو بسیار کوچک به حدی که از فاصله دور ادب رو نمی تونستی بخونی  .ومی خوندی سلطان عباس .

به همسر جان گفتم این نوع نوشتار واین نوع سایز بندی در کلمات نشون می ده که عنوان بیشتر از این صفت زیبا برای افراد خصوصا صاحب خودرو وخطاط متن مهمه!

 

 

 

سلطان ادب عباس

+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 13:50  توسط مرضیه   | 

این محرم وصفر است که اسلام را زنده نگه داشته است !!!!!

 

در یکی از میادین اصلی شهرمان  روی بیل بورد سخنی از امام راحل نوشته شده است :این محرم وصفر است که اسلام را زنده نگه داشته است .دیروز دوباره که از کنارش رد شدم با هزار پرسش جورواجور مواجه شدم .باور کنید قصدم نقد کسی یا زیر سوال بردن مجموعه ای یا سرزنش کردن عده ای نیست.فقط وفقط می خواهم بدانم تا از این برزخ بیرون بیایم  .

دوست دارم بدانم ماه محرم وصفَر چگونه باعث می شود که اسلام زنده نگه داشته شود .برای زنده نگه داشتن اسلام چه باید کرد که در این دوماه رخ می دهد ؟آیا مگر دین الهی  در حال افو ل است که باید آن را زنده نگهداشت.دین اسلام  دارای چه ویژگیهایی ست که در این دوماه باعث حفظ شدنش می شود .آیا با عزاداری کردن وگریه وشیون کردن برای خاطره شهادت یکی از بزرگان دین، حقیقتا اسلام زنده نگه داشته می شود .

خیلی دوست دارم بدانم که آیابرگزاری جلسه گریه وزاری وسینه زنی به  تنهایی، باعث می شود اسلام زنده بماند ؟!.دوست دارم بدانم وقتی نوجوان جامعه ام برای عزاداری به حسینیه می رود وسرکی به آشپزخانه هیات می زند ودر آنجا با ادبیات خاصی از هیاتی ها آشنا می شود چگونه اسلام زنده نگه داشته شده است ؟به نظر شماوقتی به مجلس عزاداری امام حسین می روی وبا مجموعه ای سترگ از تحریفات  دین وآیین واخلاق از سوی مداحان مواجه می شوی چگونه اسلام زنده نگه داشته می شود ؟من خیلی علاقمندم بدانم که در این مجالس عزاداری که بهترین پتانسیل برای گفتن وآموختن  درسهای  خوب ولازم وضروری برای همه مان است چرا به یک سری روایتهایی  از اهل بیت بسنده می شود که در صحت آنها چندان اعتباری دیده نمی شود وچندان هم با عقل سلیم جور در نمی آید  وآنوقت چگونه اسلام زنده نگه داشته می شود ؟!نحوه توزیع نذری ها در هیاتها ونهایت بی ادبی که از سوی هیاتی ها به شرکت کنندگان در مراسم می شود وحرف وحدیثهایی از این قسم چگونه به معرفی دین اسلام کمک می کند که حضرت امام راحل اصرار دارندکه ما هر چه داریم از این محرم است واز این مجالس  .علماتهای سنگین ووزین داشتن هر هیاتُ پرچمهای سیاه  ورقابتهای زشت ونادرست که هیچ مرجعی عی در اصلاحش ندارد چگونه می تواند به زنده نگه داشتن وپویا ماندن دین مان کمک کند .

پرسشهایی از این دست بسیار دارم .نقدهایی از این مدل بسیار  مد نظرم هست  . وخیلی دوست دارم حرفهایم را عریان بگویم اما .....

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 16:32  توسط مرضیه   |